من شکنجه میخواهم
این حسن بزرگ سلاخ هاست که فقط سلاخ هستند نه چیز دیگر - نادر ابراهیمی -
" حقیقت گونه ای خطاست که بدون آن زندگی محال است . نوعی خودپنداری... " کتاب را میبدم . اتاق بیش از حد گرم شده است . شعله بخاری را کم میکنم ." هر تفسیری در واقع عنصری از جعل است که در آن ... " فایده ندارد . من بیش از این ها خوابم می آید . کتاب را میبندم . چند قاشق کاکائو و یک قاشق شکر و بعد قهوه جوش پر از حباب میشود . به حباب فکر میکنم و به این که چقدر مسخره است که کسی بخواهد با شکلات داغ از خواب بیدار شود . فنجان پر میشود . تمام که میشود ، خواب هم از چشم های من میرود . بی سببی ، بی معنایی ، روزمرگی، بودن و فقط بودن ، حرف های پوچ ... من ، من یک زندان میخواهم . یک شکنجه گر ، یک راهروی سرد و پر از اسید ، تخته شلاق ، کتک ، اتوی داغ و من احتیاج مبرمی دارم به خشونت . شعله بخاری باز هم کم تر میشود و بازهم فایده ای ندارد . فکر میکنم که زمستان های سرد و یک سلول انفرادی و یک پتوی خیس ، چقدر میتواند آدم را بیدار کند.
راهرو های سازمان اطلاعات و امنیت کشور پر از خون بود ، پر از خط قرمز .و چقدر خوشبخت و بیدار و راحت بودند همه زندانی هایی که در آن راهرو ها راه میرفتند .
آن کس که میزند ، میکشد ، شکنجه میدهد ، دشمن است و تو بدون فکر کردن هم میدانی که دشمن است .
جلاد ، جلاد است دیگر . من به جلاد ها اعتراضی ندارم . فکر نمیکنم کسی به یک جلاد اعتراض داشته باشد . من به این فیلم مستند به این کلاس درس ، به این سالن همایش ، به تو که بلندگو میدهی دستم اعتراض دارم . به تو که بلندگو را فقط برای حرف خودت میخواهی باصدای من .
کارگردان ، شاعر ، فیلسوف ، نقاش... آن ها که بلندگو میدهند دستت تا حرف بزنی و به احترامت از جایشان بلند میشوند .... همان ها کارت را دشوار میکنند .
من به همین جزوه ی مسخره ای که افتاده است روی میزم اعتراض دارم . جزوه را باز میکنم " نسبت اخلاقی تام در عصر پست مدرن یک واقعیت موجود به لحاظ تاریخی است نه یک بحث... " جزوه را میبندم . فنجان دوباره پر از شکلات داغ میشود . خواب از چشم های من نمی رود ...

درباره عکس : ما مدت هاست که به تماشاکردن عادت کرده ایم . به فقط تماشا کردن و بعد رد شدن...
حاشیه 1 : این نوشته از یک بحث شروع شد و خود بحث شروع شد با دشوار بودن خواندن کتاب هایی که قبل از انقلاب زندان داشت و پدرومادرهامان خواندند و آسان بودن خواندن کتاب هایی که امروز زندان ندارد و ختم شد به اسان بودن خواندن کتاب هایی که زندان دارد و دشوار بودن کتاب خواندن وقتی زندان نداری !!
حاشیه 2 : هر كه با كتاب ها خود را مشغول كند ارامش يابد.رسول اکرم (ص)
ما و جهان نیچه ای ، مجموعه مقالات دکتر بیژن عبدالکریمی ، انتشارات علم .
نقدهای خوبی به جریان روشنفکری دارد.نقدهای خوبی هم به روحانیت شیعه .منصفانه به دور از جنجال های سیاسی و حتی به دور از عصبانی شدن های خود استاد عزیز : )
حاشیه 3 : این دیالوگ فیلم برف روی شیروانی رو خیلی دوست دارم . " میدونی بدتر از عشق بی فرجام چیه ؟ فرجام بی عشق ...اینکه بی عشق بری... "
حاشیه 4 : فیلم سینمایی لئون ساخته لوک بسون . تنها فیلمی که هم صحنه های اکشن داشت و هم من دوبار دیدمش و هم خیلی خوشم اومد .